کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۸ - زهی از رخ تو پیدا همه آیت خدایی...

1

زهی از رخ تو پیدا همه آیت خدایی

ز جمالت آشکارا همه فر کبریایی

2

نسپردمی دل آسان به تو روز آشنایی

خبریم بودی آن روز اگر از شب جدایی

3

نبود به بزمت ای شه ره این گدا همین بس

که به کوچه تو گاهی بودم ره گدایی

4

همه جا به بی وفایی مثلند خوب رویان

تو میان خوبرویان مثلی به بی وفایی

5

تو درون پرده خلقی به تو مبتلا ندانم

به چه حیله می بری دل تو که رخ نمی نمایی

6

شد از آشناییش جان ز تن و کنون که بینم

دل آشنا ندارد خبری ز آشنایی

7

گرهی اگر چه هرگز نگشوده ام طمع بین

که ز زلف یار دارم هوس گره گشایی

8

همه آرزوی هاتف تویی از دو عالم و بس

همه کام او برآید اگر از درش درآیی

متن شعر کپی شد.