رباعی · ابوسعید ابوالخیر
رباعی شماره ۱۱۲ - عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست...
1
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست
2
اجزای وجودم همگی دوست گرفت
نامیست ز من بر من و باقی همه اوست
رباعی · ابوسعید ابوالخیر
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست
اجزای وجودم همگی دوست گرفت
نامیست ز من بر من و باقی همه اوست