رباعی · ابوسعید ابوالخیر
رباعی شماره ۱۸۳ - رخساره ات تازه گل گلشن روح...
1
رخساره ات تازه گل گلشن روح
نازک بود آن قدر که هر شام و صبوح
2
نزدیک به دیده گر خیالش گذرد
از سایه خار دیده گردد مجروح
رباعی · ابوسعید ابوالخیر
رخساره ات تازه گل گلشن روح
نازک بود آن قدر که هر شام و صبوح
نزدیک به دیده گر خیالش گذرد
از سایه خار دیده گردد مجروح