رباعی · ابوسعید ابوالخیر
رباعی شماره ۳۷۷ - شوخی که به دیده بود دایم جایش...
1
شوخی که به دیده بود دایم جایش
رفت از نظرم سر و قد رعنایش
2
گشت از پی او قطره ز نان مردم چشم
چندان که زاشک آبله شد بر پایش
رباعی · ابوسعید ابوالخیر
شوخی که به دیده بود دایم جایش
رفت از نظرم سر و قد رعنایش
گشت از پی او قطره ز نان مردم چشم
چندان که زاشک آبله شد بر پایش