رباعی · ابوسعید ابوالخیر
رباعی شماره ۳۹۳ - دستی که زدی به ناز در زلف تو چنگ...
1
دستی که زدی به ناز در زلف تو چنگ
چشمی که زدیدنت زدل بردی زنگ
2
آن چشم ببست بی توام دیده به خون
و آن دست بکوفت بی توام سینه به سنگ
رباعی · ابوسعید ابوالخیر
دستی که زدی به ناز در زلف تو چنگ
چشمی که زدیدنت زدل بردی زنگ
آن چشم ببست بی توام دیده به خون
و آن دست بکوفت بی توام سینه به سنگ