قطعه · حافظ
قطعه شماره ۱۲ - شمه ای از داستان عشق شورانگیز ماست...
1
شمه ای از داستان عشق شورانگیز ماست
این حکایتها که از فرهاد و شیرین کرده اند
2
هیچ مژگان دراز و عشوه جادو نکرد
آنچه آن زلف دراز و خال مشکین کرده اند
3
ساقیا می ده که با حکم ازل تدبیر نیست
قابل تغییر نبود آنچه تعیین کرده اند
4
در سفالین کاسه رندان به خواری منگرید
کاین حریفان خدمت جام جهان بین کرده اند
5
نکهت جانبخش دارد خاک کوی دلبران
عارفان آنجا مشام عقل مشکین کرده اند
6
ساقیا دیوانه ای چون من کجا دربر کشد
دختر رز را که نقد عقل کابین کرده اند
7
خاکیان بی بهره اند از جرعه کاس الکرام
این تطاول بین که با عشاق مسکین کرده اند
8
شهپر زاغ و زغن زیبا صید و قید نیست
این کرامت همره شهباز و شاهین کرده اند