کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵ - ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت...

1

ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت

و ای مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت

2

خوابم بشد از دیده در این فکر جگرسوز

کاغوش که شد منزل آسایش و خوابت

3

درویش نمی پرسی و ترسم که نباشد

اندیشه آمرزش و پروای ثوابت

4

راه دل عشاق زد آن چشم خماری

پیداست از این شیوه که مست است شرابت

5

تیری که زدی بر دلم از غمزه خطا رفت

تا باز چه اندیشه کند رای صوابت

6

هر ناله و فریاد که کردم نشنیدی

پیداست نگارا که بلند است جنابت

7

دور است سر آب از این بادیه هش دار

تا غول بیابان نفریبد به سرابت

8

تا در ره پیری به چه آیین روی ای دل

باری به غلط صرف شد ایام شبابت

9

ای قصر دل افروز که منزلگه انسی

یا رب مکناد آفت ایام خرابت

10

حافظ نه غلامیست که از خواجه گریزد

صلحی کن و بازآ که خرابم ز عتابت

متن شعر کپی شد.