غزل · حافظ
غزل شماره ۱۸ - ساقیا آمدن عید مبارک بادت...
1
ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که کردی مرواد از یادت
2
در شگفتم که در این مدت ایام فراق
برگرفتی ز حریفان دل و دل می دادت
3
برسان بندگی دختر رز گو به درآی
که دم و همت ما کرد ز بند آزادت
4
شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست
جای غم باد مر آن دل که نخواهد شادت
5
شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت
بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت
6
چشم بد دور کز آن تفرقه ات بازآورد
طالع نامور و دولت مادرزادت
7
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح
ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت