کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۲ - خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست...

1

خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست

گشاد کار من اندر کرشمه های تو بست

2

مرا و سرو چمن را به خاک راه نشاند

زمانه تا قصب نرگس قبای تو بست

3

ز کار ما و دل غنچه صد گره بگشود

نسیم گل چو دل اندر پی هوای تو بست

4

مرا به بند تو دوران چرخ راضی کرد

ولی چه سود که سررشته در رضای تو بست

5

چو نافه بر دل مسکین من گره مفکن

که عهد با سر زلف گره گشای تو بست

6

تو خود وصال دگر بودی ای نسیم وصال

خطا نگر که دل امید در وفای تو بست

7

ز دست جور تو گفتم ز شهر خواهم رفت

به خنده گفت که حافظ برو که پای تو بست

متن شعر کپی شد.