کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۳ - خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است...

1

خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است

چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است

2

جانا به حاجتی که تو را هست با خدا

کآخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است

3

ای پادشاه حسن خدا را بسوختیم

آخر سوال کن که گدا را چه حاجت است

4

ارباب حاجتیم و زبان سوال نیست

در حضرت کریم تمنا چه حاجت است

5

محتاج قصه نیست گرت قصد خون ماست

چون رخت از آن توست به یغما چه حاجت است

6

جام جهان نماست ضمیر منیر دوست

اظهار احتیاج خود آن جا چه حاجت است

7

آن شد که بار منت ملاح بردمی

گوهر چو دست داد به دریا چه حاجت است

8

ای مدعی برو که مرا با تو کار نیست

احباب حاضرند به اعدا چه حاجت است

9

ای عاشق گدا چو لب روح بخش یار

می داندت وظیفه تقاضا چه حاجت است

10

حافظ تو ختم کن که هنر خود عیان شود

با مدعی نزاع و محاکا چه حاجت است

متن شعر کپی شد.