کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۷ - بیا که قصر امل سخت سست بنیادست...

1

بیا که قصر امل سخت سست بنیادست

بیار باده که بنیاد عمر بر بادست

2

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود

ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست

3

چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب

سروش عالم غیبم چه مژده ها دادست

4

که ای بلندنظر شاهباز سدره نشین

نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست

5

تو را ز کنگره عرش می زنند صفیر

ندانمت که در این دامگه چه افتادست

6

نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر

که این حدیث ز پیر طریقتم یادست

7

غم جهان مخور و پند من مبر از یاد

که این لطیفه عشقم ز ره روی یادست

8

رضا به داده بده وز جبین گره بگشای

که بر من و تو در اختیار نگشادست

9

مجو درستی عهد از جهان سست نهاد

که این عجوز عروس هزاردامادست

10

نشان عهد و وفا نیست در تبسم گل

بنال بلبل بی دل که جای فریادست

11

حسد چه می بری ای سست نظم بر حافظ

قبول خاطر و لطف سخن خدادادست

متن شعر کپی شد.