کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۴ - کنون که بر کف گل جام باده صاف است...

1

کنون که بر کف گل جام باده صاف است

به صد هزار زبان بلبلش در اوصاف است

2

بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر

چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است

3

فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد

که می حرام ولی به ز مال اوقاف است

4

به درد و صاف تو را حکم نیست خوش درکش

که هر چه ساقی ما کرد عین الطاف است

5

ببر ز خلق و چو عنقا قیاس کار بگیر

که صیت گوشه نشینان ز قاف تا قاف است

6

حدیث مدعیان و خیال همکاران

همان حکایت زردوز و بوریاباف است

7

خموش حافظ و این نکته های چون زر سرخ

نگاه دار که قلاب شهر صراف است

متن شعر کپی شد.