کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳ - من از رغم غزالی شهسواری کرده ام پیدا...

1

من از رغم غزالی شهسواری کرده ام پیدا

شکاری کرده ام گم جان شکاری کرده ام پیدا

2

زلیخا طلعتی را رانده ام از شهر بند دل

به مصر دلبری یوسف عذاری کرده ام پیدا

3

زمام ناقه محمل نشینی داده ام از کف

بجای او بت توسن سواری کرده ام پیدا

4

ز سفته گوهری بگسسته ام سر رشته صحبت

در ناسفته گوهر نثاری کرده ام پیدا

5

مهی زرین عصا به چون هلال از چشمم افتاده

بلند اختر سواری تاجداری کرده ام پیدا

6

کمند مهر گیسو تابداری رفته از دستم

ز سودا قید کاکل مشگباری کرده ام پیدا

7

گر از شیرین لبان حوری نژادی گشته از من گم

ز خوبان خسرو عالی تباری کرده ام پیدا

8

دل از دست نگارینی به زور آورده ام بیرون

ز ترکان سمن ساعد نگاری کرده ام پیدا

9

درین ره محتشم گر نقد قلبی رفته از دستم

زر نوسکه کامل عیاری کرده ام پیدا

متن شعر کپی شد.