کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵ - ای ز دل رفته که دی سوختی از ناز مرا...

1

ای ز دل رفته که دی سوختی از ناز مرا

دارم اندیشه که عاشق نکنی باز مرا

2

کرده ام خوی به هجران چه کنم ناز اگر

عشق طغیان کند و دارد از آن باز مرا

3

باطل سحر مگر ورد زبانم گردد

که نگهدارد از آن چشم فسون ساز مرا

4

چشم از آن غمزه اگر دوش نمی بستم زود

کار می ساخت به یک عشوه ممتاز مرا

5

چه کمر بسته ای ای گل که مگر باز کنی

جیب جان پاره به آن غمزه غماز مرا

6

چون محالست که ناید ز تو جز بدمهری

مبر از راه به لطف غلط انداز مرا

7

وصل من با تو همین بس که در آن کو شب تار

کنم افغان و شناسی تو به آواز مرا

8

لنگر مهره طاقت مگر ایمن دارد

از سبک دستی آن شعبده پرداز مرا

9

ای ره محتشم از تو زده لعل تو و گفت

که به یک حرف چنین خام طمع ساز تو را

متن شعر کپی شد.