کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷ - که زد بر یاری ما چشم زخمی ای چنین یارا...

1

که زد بر یاری ما چشم زخمی ای چنین یارا

که روزی شد پس از وصل چنان هجر چنین ما را

2

تو خود رفتی ولی باد جنون خواهد دواند از پی

بسان شعله آتش من مجنون رسوا را

3

تو خود رو در سفر کردی ولی صحرا سپر کردی

به صد شیدائی مجنون من مجنون شیدا را

4

فرس آهسته ران کاندر پیت از پویه فرسوده

قدمها تا به زانو گمرهان دشت پیما را

5

شب تاریک و گمراهان ز دنبال تو سر گردان

برون ار از سحاب برقع آن روی مه آسا را

6

خطر گاهیست گرد خرگهت از شیشهای دل

خدا را بر زمین ای مست ناز آهسته نه پا را

7

چو میرد محتشم دور از قدت باری چو باز آئی

به خاکش گه گهی کن سایه گستر نخل بالا را

متن شعر کپی شد.