کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۷ - شب که ز گریه می کنم دجله کنار خویش را...

1

شب که ز گریه می کنم دجله کنار خویش را

می افکنم به بحر خون جسم نزار خویش را

2

باد سمند سر گشت بر تن خاکیم رسان

پاک کن از غبار من راهگذار خویش را

3

بر سردار چون روم بار تو بر دل حزین

در گذرانم از ثریا پایه دار خویش را

4

در دل خاک از غمت آهی اگر برآورم

شعله آتشی کنم لوح مزار خویش را

5

ای همه دم ز عشوه ات ناوک غمزه در کمان

بهر خدا نوازشی سینه فکار خویش را

6

گر نکشیدی آن صنم زلف مسلسل از کفم

بند به پا نهادمی صبر و قرار خویش را

7

محتشم از تو جذبه ای می طلبم که آوری

بر سر من عنان کشان شاه سوار خویش را

متن شعر کپی شد.