کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱ - روزگاری که رخت قبله جان بود مرا...

1

روزگاری که رخت قبله جان بود مرا

روی دل تافته از هر دو جهان بود مرا

2

چند روزی که به سودای تو جان می دادم

حاصل از زندگی خویش همان بود مرا

3

یادباد آن که به خلوتگه وصلت شب و روز

دل سرا پرده صد راز نهان بود مرا

4

یادباد آن که چو آغاز سخن می کردی

با تو صد زمزمه در زیر زبان بود مرا

5

یاد باد آن که چو می شد سرت از باده گران

دوش منت کش آن بار گران بود مرا

6

یاد باد آن که به بالین تو شبهای دراز

پاسبان مردم چشم نگران بود مرا

7

یاد باد آن که دمی گر ز درت می رفتم

محتشم پیش سگان تو ضمان بود مرا

متن شعر کپی شد.