کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲ - چو افکنده ببیند در خون تنم را...

1

چو افکنده ببیند در خون تنم را

کنید آفرین ترک صید افکنم را

2

نیاید گر از دیده سیلی دمادم

که شوید ز آلودگی دامنم را

3

ور از خاک آتش علم برنیاید

که هر شام روشن کند مدفنم را

4

به فانوس تن گر رسد گرمی دل

بسوزد بر اندام پیراهنم را

5

زغم چون گریزم که پیوسته دارد

چو پیراهن این فتنه پیرامنم را

6

مشرف کن ای ماه اوج سعادت

ز مسکین نوازی شبی مسکنم را

7

ز دمهای بدگو مشو گرم قتلم

بهر بادی آتش مزن خرمنم را

8

نیم محتشم خالی از ناله چون نی

که خوش دارد او شیوه شیونم را

متن شعر کپی شد.