کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۴ - جان بر لب و ز یار هزار آرزو مرا...

1

جان بر لب و ز یار هزار آرزو مرا

بگذار ای طبیب زمانی باو مرا

2

زین تب چنان ره نفسم تنگ شد که هیچ

جز آب تیغ او نرود در گلو مرا

3

آن بلبلم که جلوه آتش گل من است

در دام آرزو نکشد رنگ و بو مرا

4

از طره دو تا به دو زنجیر بسته است

چون شیر وحشی آن بت زنجیر مو مرا

5

خوی بد است مائده حسن را نمک

زین جاست حرص دیدن آن تندخو مرا

6

ذرات من ز مهر تو خالی نمی شوند

گر ذره ذره میکنی ای فتنه جو مرا

7

در عاشقی مرا چه گنه کافریدگار

خود آفریده عاشق روی نکو مرا

8

اقبال محتشم که چو طبعش بلند بود

افراخت سر به سجده آن خاک کو مرا

9

تا آمدم به سجده سلمان جابری

ناید به کس دگر سر همت فرو مرا

متن شعر کپی شد.