کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۹ - گر به تکلیف لب جام به لب سوده تو را...

1

گر به تکلیف لب جام به لب سوده تو را

که به آن شربت آلوده لب آلوده تو را

2

که به آن مایه جهل این قدرت کرده دلیر

که ز اندیشه دل بر حذر آسوده تو را

3

که دران نشئه تو را دست هوس سوده به گل

که به رخ برقع شرم این همه بگشوده تو را

4

زده آن آب که بر خاک وجودت ای گل

که در خانه عصمت به گل اندوده تو را

5

که به فرمودن آن فعل تواضع فرمای

سجده در بزم گدایان تو فرموده تو را

6

حزم کزدم ز پذیرفتن تکلیف نخست

که ازین بزم نشینی چه غرض بوده تو را

7

محتشم خوی تو می داند و از پند عبث

می دهد این همه در سر بیهوده تو را

متن شعر کپی شد.