کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۳ - نشانده شام غمت گرد دل سپاهی را...

1

نشانده شام غمت گرد دل سپاهی را

که دست نیست بدان هیچ پادشاهی را

2

پناه صد دل مجروح گشته کاکل تو

چه پردلی که حمایت کند سپاهی را

3

جز آن جمال که خال تو نصب کرده اوست

که داد مرتبه خسروی سیاهی را

4

به نیم جان چه کنم با نگاه دم دمش

گه صدهزار شهید است هر نگاهی را

5

دلی که جان دو عالم به باد داده اوست

در او اثر چو بود ناله ای و آهی را

6

مر از وصل بس این سروری که همچو هلال

ز دور سجده کنم گوشه کلاهی را

7

برای مهر و وفا کند کوه کن صد کوه

ولی نکند ز دیوار هجر کاهی را

8

رو ای صبا و به آن سرو پاک دامن گو

که از برای تو کشتند بی گناهی را

9

جهان ز فتنه چشمت پرست ز انخم زلف

نما به محتشم ای گل گریز گاهی را

متن شعر کپی شد.