غزل · محتشم کاشانی
غزل شماره ۳۵ - گشته در راهت غبار آلود روی زرد ما...
1
گشته در راهت غبار آلود روی زرد ما
می رسیم از گرد راه اینست راه آورد ما
2
در هوای شمع رویت قطره های اشک گرم
دم به دم بر چهره می بندد ز آه سرد ما
3
بس که از یاران هم دردان جدا افتاده ایم
گشته است از بی کسی همدرد ما
4
با گیاه شور پرور فرقت باران نکرد
آن چه هجران کرد با جان بلا پرورد ما
5
گر عیاذالله از ما بر دلت گردی بود
حسبتا لله به باد نیستی ده گرد ما
6
گرد از جمعیت دلها بر آرد بی درنگ
چون ز گرد ره شود پیدا سوار فرد ما
7
دوش آن وحشی شمایل محتشم را دید و گفت
باز پیدا گشت مجنون بیابان گرد ما