کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۶ - سروی از یزد گذر کرد به کاشانه ما...

1

سروی از یزد گذر کرد به کاشانه ما

که ازو چون ارم آراسته شد خانه ما

2

با دلی گرم نشاط آمد و از حرف نخست

گشت افسرده دل از سردی افسانه ما

3

فتنه را سلسله جنبان نشد آن زلف که هیچ

اعتباری نگرفت از دل دیوانه ما

4

به شراب لبش آلوده نگردید که دید

پر ز خوناب جگر ساغر و پیمانه ما

5

مرغ طبعش طیران داشت چو بر اوج غرور

پیش او بود عبث ریختن دانه ما

6

گرد تکلیف نگشتم از آن رو که نبود

لایق پادشهی بزم گدایانه ما

7

محتشم چرخ گدای در ما گشتی اگر

شدی آن گنج روان ساکن ویرانه ما

متن شعر کپی شد.