کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۰ - عجب گیرنده راهی بود در عاشق ربائیها...

1

عجب گیرنده راهی بود در عاشق ربائیها

نگاه آشنای یار پیش از آشنائیها

2

ز حالت بر سر تیر اجل در رقص میرد

دل نخجیر را هر نغمه زان ناوک سائیها

3

نیاری پای کم ای دل که خواهد کرد ناز او

به جنس پر بهای خود خریدار آزمائیها

4

به جائی می رسد شخص هوس در ملک خود کامان

که آنجا زا وفا به می نماید بی وفائیها

5

در و دیوار معبدهاست از حرف ظهور او

که خواهد شد به رسوائی بدل آن نارسائیها

6

به این صورت که زادت مادر ایام دانستم

که در عهد تو خواهد داد داد فتنه زائیها

7

چو دادی محتشم وی را به خود راهی چه سودا کنون

ز دست تندخوئیهاش این انگشت خائیها

متن شعر کپی شد.