کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۳ - برشکن طرف کله چون بفکنی از رخ نقاب...

1

برشکن طرف کله چون بفکنی از رخ نقاب

صبح صادق کن عیان بعد از طلوع آفتاب

2

گفت امشب صبر کن چندان که در خواب آیمت

صبر خواهم کرد من اما که خواهد کرد خواب

3

سهل باشد ملک دل زیر و زبر زاشوب عشق

ملک ایمان را نگهدارد خدا زین انقلاب

4

دی که در من دیدن آن آفتاب آتش فکند

دیده آبی زد بر آتش ورنه می گشتم کباب

5

چون عنان گیرم سواری را کز استیلای حسن

می رود پیوسته صدا به رو کمانش در رکاب

6

عشق اگر پاکست در انجام صحبت میشود

رسم معشوقان نیاز آئین عشاقان عتاب

7

جز من مظلوم کز عمر خودم بیزار کیست

آن که آزارش گناه و کشتنش باشد ثواب

8

در میان بیم و امیدم که هر دم می کند

مرگ در کارم تعلل زیاد در قتلم شتاب

9

دی سوال بوسه ای زان شوخ کردم گفت نیست

محتشم حرف چنین راغیر خاموشی جواب

متن شعر کپی شد.