کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۷ - نیست امروز شکست دلم از چشم پرآب...

1

نیست امروز شکست دلم از چشم پرآب

دایم این خانه خرابست ازین خانه خراب

2

رعشه نخل وجودم نگذارد که به چشم

آشیان گرم کند طایر وحشی وش خواب

3

چو پر آشوب سواری که به شادی نرسید

فتنه را پا به زمین چون تو نهی پا برکاب

4

خواه چون شمع بسوزان همه را خواه بکش

که خطای تو ثوابست و گناه تو ثواب

5

تا خجالت ز سگانت نبرم بعد از قتل

استخوانم به بیابان عدم کن پرتاب

6

کر به جرم نگهی بی گنهی سوختنی است

بیش ازین نیز مسوزش که کبابست کباب

7

محتشم بر در عزلت زن و از سروا کن

صحبت اهل نصیحت که عذابست عذاب

متن شعر کپی شد.