کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۸ - رخش در غیر و چشم التفاتش در من است امشب...

1

رخش در غیر و چشم التفاتش در من است امشب

هزارش مصلحت درهر تغافل کردنست امشب

2

بتی کز غمزه هر شب دیگری را افکند در خون

نگاهی کرد و دانستم که چشمش برمنست امشب

3

تن و جانم فدای نرگس غماز او بادا

که از طرز نگاهش فتنه را جان در تنست امشب

4

شراب دهشتم دست هوس کوتاه می دارد

ز نقل وصل کاندر بزم خرمن خرمن است امشب

5

کند بدگوئیم با غیر و من بازی دهم خود را

که دیگر دوست در بند فریب دشمن است امشب

6

در اثنای حدیث درد من آن عارض افزودن

برین کز عشقم آگه گشته وجهی روشن است امشب

7

در آغوش خیالش جان غم فرسوده را با او

حجاب اندر میان نازکتر از پیراهنست امشب

8

ز بزم شحنه مجلس خدا را برمخیزانم

که نقد وصل دامن دامنم در دامنست امشب

9

دو چشم محتشم آماجگاه تیر پی در پی

ز پاس گوشهای چشم آن صید افکن است امشب

متن شعر کپی شد.