غزل · محتشم کاشانی
غزل شماره ۵۱ - وصلم نصیب شد ز مددکاری رقیب...
1
وصلم نصیب شد ز مددکاری رقیب
یاران مفید بود بسی یاری رقیب
2
در شاه راه عشق کشیدم ز پای دل
صد خار غم به قوت غمخواری رقیب
3
بیزاریش چو داد ز یارم برات وصل
من نیز میدرم خط بیزاری رقیب
4
از جام هجر یار چوسرها شود گران
ما هم کنیم فکر سبکساری رقیب
5
در دوست دشمنی من درمانده مانده ام
بیچاره از محبت ناچاری رقیب
6
ما را بسی مقرب دلدار کرده است
دوراست این عمل ز علمداری رقیب
7
ترسم که عاقبت شود افسرده محتشم
بازار عشق ما ز کم آزاری رقیب