کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۳ - چو هجر راه من تشنه در سراب انداخت...

1

چو هجر راه من تشنه در سراب انداخت

سکون سفینه به گرداب اضطراب انداخت

2

فلک ز بد مددیها تمام یاران را

چو دست بست گلیم مرا در آب انداخت

3

زمانه دست من اول به حیله بست آن گه

ز چهره شاهد مقصود را نقاب انداخت

4

به جنبشی که نمود از نسیم کاکل او

هزار رشته جان را به پیچ و تاب انداخت

5

گرفت محتشم از ساقی غمش جامی

که بوی او من میخواره را خراب انداخت

متن شعر کپی شد.