کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۷ - هلالی بودی اول صد بلند اختر هوادارت...

1

هلالی بودی اول صد بلند اختر هوادارت

کنون ماه تمامی ناتمامی آن چنان یارت

2

به آب دیده پروردم نهالت را چه دانستم

که بر هربی بصر بارد ثرم نخل ثمر بارت

3

هنوزت بوی شیر از غنچه سیراب می آید

که بود از شیره جانم غذای چشم خون خوارت

4

هنوزت دایه میزد شانه بر سنبل که من خود را

نمی دیدم به حال خویش و می دیدم گرفتارت

5

هنوزت نامرتب بود بر تن جامه خوبی

که جیبم پاره بود از دست خوی مردم آزارت

6

هنوزت طره در مرد افکنی چابک نبود ای بت

که من افتاده بودم در کمند جعد طرارت

7

هنوز از یوسف حسنت نبود آوازه ای چندان

که با چندین هوس بودم من مفلس خریدارت

8

کنون کز پای تا سر در لباس عشوه و نازی

ز عاشق در پس صد پرده پنهان است رخسارت

9

برون آتا فشاند محتشم نقد دل و جان را

به یک نظاره بر لطف قد و انگیز رفتارت

متن شعر کپی شد.