کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۸ - این چه چوگان سر زلف و چه گوی ذقن است...

1

این چه چوگان سر زلف و چه گوی ذقن است

این چه ترکانه قباپوشی و لطف بدن است

2

این چه ابروست که پیوسته اشارت فرماست

وین چه چشمست که با اهل نظر در سخنست

3

این چه خالست که قیمت شکن مشک ختاست

وین چه جعد است که صد تعبیه اش در شکنست

4

این چه رخشنده عذار است که از پرتو آن

آه انجم شررم شمع هزار انجمن است

5

این چه غمزه است که چشم تو ز بی باکی او

مست و خنجر کش و عاشق کش مردم فکنست

6

وای برجان اسیران تو گر دریابند

از نگه کردنت آن شیوه که مخصوص منست

7

محتشم تا بودت جان مشو از دوست جدا

کاین جدائی سبب تفرقه جان و تن است

متن شعر کپی شد.