کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۲ - زخم جفای یار که بر سینه مرهم است...

1

زخم جفای یار که بر سینه مرهم است

از بخت من زیاده و از لطف او کم است

2

کودک دل است و دو و لعب دوست لیک

در قید اختلاط ز قید معلم است

3

پنهان گلی شکفته درین بزم کان نگار

خود را شکفته دارد و بسیار درهم است

4

شد مست و از تواضع بی اختیار او

در بزم شد عیان که نهان با که همدمست

5

ترسم برات لطف گدائی رسد به مهر

کان لعل خاتمیست که در دست خاتمست

6

از گریه های هجر شکست بنای جان

موقوف یک نم دیگر از چشم پر نمست

7

هر صبح دم من و سر کوی بتان بلی

شغلی است این که بر همه کاری مقدم است

8

با این خصایل ملکی بر خلاف رسم

باید که سجده تو کند هر که آدم است

9

با غم که جان در آرزوی خیر باد اوست

گفتار محتشم همه دم خیر مقدم است

متن شعر کپی شد.