کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۳ - کنون که خنجر بیداد یار خونریز است...

1

کنون که خنجر بیداد یار خونریز است

کجاست مرد که بازار امتحان تیز است

2

دلم ز وعده شیرین لبی است در پرواز

که یاد کوه کنش به ز وصل پرویز است

3

ز من چه سرزده ای سرو نوش لب که دگر

سرت گران و حدیثت کنایه آمیز است

4

منه فزونم ازین بار جور بر خاطر

که پیک آه گران خاطر سبک خیز است

5

کشاکش رگ جانم شب دراز فراق

ز سر گرانی آن طره دلاویز است

6

به این گمان که شوم قابل ترحم تو

خوشم که تیغ جهانی به خون من تیز است

7

چو محتشم سخن زا قامتت کند بشنو

که گاه گاه سخنهای او بانگین است

متن شعر کپی شد.