کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۴ - زان آستان که قبله ارباب دولت است...

1

زان آستان که قبله ارباب دولت است

محرومی من از عدم قابلیت است

2

چشم ز عین بی بصری مانده بی نصیب

زان خاک در گه سرمه اهل بصیرت است

3

رویم که نیست بر کف پایش به صد نیاز

از انفعال بر سر زانوی خجلت است

4

دوشم که نیست غاشیه کش در کاب تو

آزرده از گرانی بار مذلت است

5

دستم که نیست پیش تو بر سینه صبح و شام

کوته ز جیب عیش و گریبان راحت است

6

پایم ازین گنه که نه جاری به راه توست

مستوجب سلاسل قهر و سیاست است

7

گر دور چرخ مانعم از پای بوس توست

در روزگار باعث تاخیر صحبت است

8

بر من جفاست ورنه سلیمان عهد را

در انجمن نصیحت موری چه حاجت است

9

من بعد روی محتشم از هیچ رومباد

دور از درت که گفته ارباب همت است

متن شعر کپی شد.