کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۲ - روزگاریست که سودای بتان دین من است...

1

روزگاریست که سودای بتان دین من است

غم این کار نشاط دل غمگین من است

2

دیدن روی تو را دیده جان بین باید

وین کجا مرتبه چشم جهان بین من است

3

یار من باش که زیب فلک و زینت دهر

از مه روی تو و اشک چو پروین من است

4

تا مرا عشق تو تعلیم سخن گفتن کرد

خلق را ورد زبان مدحت و تحسین من است

5

دولت فقر خدایا به من ارزانی دار

کاین کرامت سبب حشمت و تمکین من است

6

واعظ شحنه شناس این عظمت گو مفروش

زان که منزلگه سلطان دل مسکین من است

7

یا رب این کعبه مقصود تماشاگه کیست

که مغیلان طریقش گل و نسرین من است

8

حافظ از حشمت پرویز دگر قصه مخوان

که لبش جرعه کش خسرو شیرین من است

متن شعر کپی شد.