کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۸ - با من بدی امروز زاطوار تو پیداست...

1

با من بدی امروز زاطوار تو پیداست

بدگو سخنی گفته ز گفتار تو پیداست

2

همت آئینه نیر دلان صورت خوبت

این صورت از آئینه رخسار تو پیداست

3

آن نکته سربسته که مستی است بیانش

ز آشفتگی بستن دستار تو پیداست

4

از خون یکی کرده ای امروز صبوحی

از سرخوشی نرگس خون خوار تو پیداست

5

ساغر زده می آئی و کیفیت مستی

از بی سر و سامانی رفتار تو پیداست

6

داری سر آزار که تهدید نهانی

از جنبش لبهای شکر بار تو پیداست

7

دزدیده بهم بر زده ای خاطر جمعی

از درهمی طره طرار تو پیداست

8

در حرف زدن محتشم از حیرت آن رو

رفته است شعور تو ز اشعار تو پیداست

متن شعر کپی شد.