غزل · محتشم کاشانی
غزل شماره ۷۶ - نقد غمت که حاصل دنیا و دین ماست...
1
نقد غمت که حاصل دنیا و دین ماست
گنج خرابه دل اندوهگین ماست
2
یاد تو زود چون رود از دل که همرهش
در اولین قدم نفس آخرین ماست
3
به خاک درگهت چه تفاوت اگر نهیم
سر بر زمین که کوی بلا سرزمین ماست
4
از کینه جوئی تو شکایت کنم چرا
کز شوخی آن چه نیست به یاد تو کین ماست
5
از توسن هوس ز ازل چون پیاده ایم
رخش مراد تا به ابد زیر زین ماست
6
نور جبین ما نه ز تاثیر طاعت است
داغی کهن ز لاله رخی بر جبین ماست
7
ای مرغ دل حذر که خدنگ افکنی عجیب
از ابروان کشیده کمان در کمین ماست
8
در بزم او همیشه ملولم که ناگهان
افتد به فکر او که چرا همنشین ماست
9
تا می کنیم محتشم از لعل او سخن
ملک سخن تمام به زیر نگین ماست