کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۷ - بر درت کانجا سیاست مانع از داد من است...

1

بر درت کانجا سیاست مانع از داد من است

آن که بی زنجیر در بند است فریاد من است

2

آن که می گردد مدام از دور باش خشم و کین

دور دور از بارگاه خاطرت یاد من است

3

ای خوش آن مشکل که چون خسرو نداند حل آن

طبع شیرین بشکفد کاین کار فرهاد من است

4

دادن از روی زمین خاک بنی آدم به باد

کمترین بازیچه طفل پریزاد من است

5

در جهان خاکی که هرگز ترنگردد جز با اشک

گر نشان جویند ازان خاک غم آباد من است

6

آن که پای مرغ دل می بندد از روی هوا

طبع سحرانگیز وحشی بند صیاد من است

7

انس آن بد الفت پیمان گسل با محتشم

همچو پیوند طرب با جان ناشاد من است

متن شعر کپی شد.