کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۱ - آن که بزم غیر را روشن چو گلشن کرده است...

1

آن که بزم غیر را روشن چو گلشن کرده است

می تواند کرد با او آن چه با من کرده است

2

عنقریب از گریه نابینا چو دیگر چشمهاست

دیده ای کان سست عهد امروز روشن کرده است

3

کرده در چشم رقیب بوم سیرت آشیان

شاهباز من عجب جائی نشیمن کرده است

4

یک جهت تا دیده ام با غیر آن بی درد را

غیرتم از صد جهت راضی به مردن کرده است

5

مرده ما راهنوز از اختلاط اوست عار

کان مسیحا دم ز وصلش روح در تن کرده است

6

وه که شد آلوده دامان آن که در تمکین حسن

خنده بر مستوری صد پاکدامن کرده است

7

محتشم رخش ترقی بین که آن رعنا سوار

آهوی شیرافکنش را روبه افکن کرده است

متن شعر کپی شد.