کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۶ - چو ناز او به میان تیغ دلستانی بست...

1

چو ناز او به میان تیغ دلستانی بست

سر نیاز به فتراک بدگمانی بست

2

به دست جور چو داد از شکست عهد عنان

به یاد طاقت ما عهد هم عنانی بست

3

به بحر هجر چو لشگر شکست کشتی جان

اجل ز مرحمت احرام بادبانی بست

4

ز پای گرگ طمع دست حرص بند گشود

چو ناز او کمر سعی در شبانی بست

5

تو از طلب به همین باش و لب مبند که یار

زبان یک از پی ارنی ولن ترانی بست

6

تو ای سوار که بردی قرار و طاقت ما

بیا که دزد هوس دست پاسبانی بست

7

به روی من تو در مرگ نیز بگشائی

اگر توان در تقدیر آسمانی بست

8

کمند مهر چنان پاره کن که گر روزی

شوی ز کرده پشیمان به هم توانی بست

9

رقیب بار سکون بر در تو گو بگشا

که محتشم ز میان رخت کامرانی بست

متن شعر کپی شد.