کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۸ - منتظری عمرها گر بگذاری نشست...

1

منتظری عمرها گر بگذاری نشست

آخر از آن ره بر او گردسواری نشست

2

هرکه ز دشت وجود خاست درین صید گاه

بهر وی اندر کمین شیر شکاری نشست

3

گرد تو را چون رساند فتنه به میدان دهر

هرکه سر فتنه داشت رفت و به کاری نشست

4

غمزه زنان آمدی شاهسوار اجل

تیغ به دست تو داد خود به کناری نشست

5

خون مرا گرچه داد عاشقی تو به باد

هیچ ازین رهگذر بر تو غباری نشست

6

در قدح عشق ریز باده مرد آزمای

کز سر دعوی به بزم باده گساری نشست

7

محتشم خسته را پر بره انتظار

چهره به خون شد نگار تا به نگاری نشست

متن شعر کپی شد.