کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۹ - آن چه هر شب بگذرد از چرخ فریاد منست...

1

آن چه هر شب بگذرد از چرخ فریاد منست

و آن چه آن مه را به خاطر نگذرد یاد منست

2

آن چه بر من کارها را سخت می سازد مدام

بی ثباتی های صبر سست بنیاد منست

3

عشق می گوید ز من قصر بلا عالی بناست

هجر می گوید بلی اما بامداد منست

4

می گریزد صید از صیاد یارب از چه رو

دایم از من می گریزد آن که صیاد منست

5

من ز در بیرون و اهل بزم اندر پیچ و تاب

کان پری را چشم بر در گوش برداد منست

6

امشبم محروم ازو اما بسی شادم که غیر

این گمان دارد که او در وحدت آباد منست

7

از شعف هر دم که نظم محتشم سنجید و گفت

آن که خواهد گور خسرو کند فرهاد منست

متن شعر کپی شد.