غزل · محتشم کاشانی
غزل شماره ۹۶ - مدعی که آتش اعراض فروزنده توست...
1
مدعی که آتش اعراض فروزنده توست
مدعای دل او سوختن بنده توست
2
گر کنی پرسش و بی جرم بود چون باشد
تهمت آلود گنه کاین همه شرمنده توست
3
آن که افکنده به همت دو جهان را ز نظر
این گمان می کندش کز نظر افکنده توست
4
کم مبادا که طراوت ده باغ طربست
گریه بنده که آب چمن خنده توست
5
محتشم کز چمن وصل تواش رانده فلک
بنده ریشه امید ز دل کنده توست