غزل · محتشم کاشانی
غزل شماره ۱۰۳ - ای در درون جان ز دل من کرانه چیست...
1
ای در درون جان ز دل من کرانه چیست
جائی چنین کراست درون آبهانه چیست
2
در هر زمان زمانه به شغلی قیام داشت
جز عشق در زمان تو شغل زمانه چیست
3
گر خون گرفته ای نگرفته عنان تو
این خون که می چکد ز سر تازیانه چیست
4
پرگار خود چو عشق به گردش در آورد
ظاهر شود که کار درین کارخانه چیست
5
گر عشق نیست واسطه بر گرد یک نهال
پرواز صد همای بلند آشیانه چیست
6
غالب حریف صحبت اگر دی نبوده غیر
امروزش این مصاحبت غالبانه چیست
7
گیرد ز من امانت جان قاصدی که او
گوید که در میان من و او نشانه چیست
8
چون چشم اوست نازی و از من بهانه ای
خلقی برای آشتی اندر میانه چیست
9
خوابم گرفت محتشم از گفته های تو
بیتی بخوان ز گفته سلمان بهانه چیست