کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۸ - هرکس نکرد ترک سر از اهل درد نیست...

1

هرکس نکرد ترک سر از اهل درد نیست

در پای دوست هر که نشد کشته مرد نیست

2

ناصح مور ز مهر و غم درد ما مخور

ما عاشقیم و در خور ما غیر درد نیست

3

می ریزم از دو دیده به یاد تو اشک گرم

شبها که همدمم به جز آه سرد نیست

4

بر درگهت که نقد دو عالم نثار اوست

ما را ز انفعال به جز روی زرد نیست

5

جمعند وحشیان همه بر من همین دل است

آن وحشی که با من صحرانورد نیست

6

تهمت کش وصالم و در گرد کوی تو

جز گرد کوچه بهر من کوچه گرد نیست

7

هرچند دل رفیق غم و درد و محنت است

جمعست خاطرم که به کوی تو فرد نیست

8

شبها به دوستان چو خوری باده یاد کن

از محتشم که یک نفسش خواب و خورد نیست

متن شعر کپی شد.