کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۹ - گرچه قرب درگهت حدمن مهجور نیست...

1

گرچه قرب درگهت حدمن مهجور نیست

گر به لطفم گه گهی نزدیک خوانی دور نیست

2

شمع مجلس در شب وصل تو سوزد من ز هجر

چون نسوزم کاین سعادت یک شبم مقدور نیست

3

با تو نزدیکان نمی گویند درد دوریم

آری آری تندرستان را غم رنجور نیست

4

حور می گفتم تو را خواندی سگ کوی خودم

سهو کردم جان من این مردمی در حور نیست

5

این که می سازیم بر خوان غمت با تلخ و شور

جز گناه طالع ناساز و بخت شور نیست

6

موکبت را دل چو با خود می برد ای افتاب

تن چرا در سایه آن رایت منصور نیست

7

محتشم را محتشم گردان به اکسیر نظر

کان گدارا چون گدایان سیم و زر منظور نیست

متن شعر کپی شد.