کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۰ - بی تصرف حسن را در هیچ دل تاثیر نیست...

1

بی تصرف حسن را در هیچ دل تاثیر نیست

بی وقوف کیمیاگر نفع در اکسیر نیست

2

کلک مانی سحر کرد و بر دلی ننهاد بند

کانچه مقصود دل است از حسن در تصویر نیست

3

دست عشقت کز تصرفهای کامل کوته است

هست دامن گیر من اما گریبان گیر نیست

4

شهر را کردن حصار و بر ظفر دادن قرار

دخل در تسخیر می دارد ولی تسخیر نیست

5

قلعه دل سالم از کوته کمندیهای توست

ورنه در امداد خیل حسن را تقصیر نیست

6

شاه عشقت با همه کامل عیاریها زده

سکه ای در کشور دل کایمن از تغییر نیست

7

بند نامضبوط و صید بسته قادر بر نجات

صید بند ایمن که پای صید بی زنجیر نیست

8

عشقت از معماری دل دور دارد خویش را

این کهن ویرانه گویا لایق تعمیر نیست

9

از تو دارد محتشم دیگر شکایتها بلی

جمله را گنجایش اندر حیز تقریر نیست

متن شعر کپی شد.