غزل · محتشم کاشانی
غزل شماره ۱۱۷ - درین کز دل بدی با من شکی نیست...
1
درین کز دل بدی با من شکی نیست
که خوبان را زبان با دل یکی نیست
2
چو نی یک استخوانم نیست درتن
که بر وی از تو زخم ناوکی نیست
3
بهر دردم که خواهی مبتلا کن
که ایوب تو را صبر اندکی نیست
4
رموز ناله بلبل که داند
درین گلشن که مرغ زیرکی نیست
5
دلم از دست طفلی ترک سر کرد
که بی آسیب تیغش تارکی نیست
6
نه از غالب حریفیهای حسن است
که یک عالم حریف کودکی نیست
7
در وارستگی در قلزم عشق
مجو کاین بحر مهلک را تکی نیست
8
اگر مرد رهی راه فنا پوی
که سالک را ازین به مسلکی نیست
9
مرنجان محتشم را کو سگ توست
سگی کاندر وفای او شکی نیست