کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۹ - تیر او تا به سرا پرده دل ماوا داشت...

1

تیر او تا به سرا پرده دل ماوا داشت

خیمه صبر من دل شده را برپا داشت

2

تا به چنگ غمش افتاد گریبان دلم

عاقبت دست ز دامان من شیدا داشت

3

عقل دیوانه شدی گر بنمودی لیلی

بهمان شکل که در دیده مجنون جا داشت

4

بس که در سرکشی آن مه به من استغنا کرد

غیرت عشق مرا نیز به استغنا داشت

5

دی به مجلس لبش از ناز نجنبید ولی

نرگسش با من حیران همه دم غوغا داشت

6

از کمانخانه ابرو به تکلف امروز

تیر بر هر که زد از غمزه نظر بر ما داشت

7

با خیالش دل من دوش شکایتها کرد

ورنه با آن دو لب امروز شکایتها داشت

8

مدعی خواست که گوید بد من کس نشنید

شد نفس گیر ز غم خوش نفس گیرا داشت

9

محتشم بس که در آن کوی به پهلو گردید

دوش چون قرعه هزار آبله بر اعضا داشت

متن شعر کپی شد.