غزل · محتشم کاشانی
غزل شماره ۱۲۰ - گرچه بر رویم در لطف از توجه بازداشت...
1
گرچه بر رویم در لطف از توجه بازداشت
تا توانست از درم بیرون به حکم نازداشت
2
جراتم با آن که بی دهشت به صحبت می دواند
دور باش مجلس خاصم بر آن در بازداشت
3
بزم شد فانوس و جانان شمع و دل پروانه ای
کز برون خد را بگرد شمع در پرواز داشت
4
دل که در بزمش به حیلت دخل نتوانست کرد
گریه بر خواننده عقل حیل پرداز داشت
5
شد نصیب من که صید لاغرم اما ز دور
در کمان هر تیر کان ترک شکارانداز داشت
6
بر رخم محرومی صحبت در امید بست
خاصه آن صحبت که وی با محرمان راز داشت
7
محتشم کز قرب روز افزون تمام امید بود
کی خبر زین عشق هجر انجام وصل آغاز داشت